خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما رابرآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را
۲
خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما را خوشکه گاهی دوست میخواهد چنان گاهی چنین ما را
۳
به شکر این که داری جمع ساز و برگ نیکوییتهی دامن مران از خرمنت چون خوشهچین ما را
۴
مذاق ما ز شهد وصل شیرین کن بگو تاکیپسندی تلخکام از حسرت این انگبین ما را
صفحهٔ ۱ از ۲