شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه شد گاهی به حرفی آن دو لعل دلگشا بگشااگر از بهر ما نگشایی از بهر خدا بگشا
۲
ز پهلوی تو عمری شد گشادی آرزو دارماگر خواهی که بگشاید دلم بند قبا بگشا
۳
نخواهم رفت جایی، مرغ دست‌آموز صیادمدو روزی از برای امتحان بندم ز پا بگشا
۴
گشایی عقده‌ام هرگه گشادش مصلحت دانینمی‌گویم من از کارم گره مگشای یا بگشا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth