شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۴۰ - تاریخ جلوس نادرشاه

ماده تاریخ

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هزار شکر که آمد بهار و رفت خزانز فیض مقدم گل شد جهان پیر جوان
۲
ز پرده رخ به صفایی نمود ابر بهارکه هرگز آینه ناید برون ز آینه‌دان
۳
دمید لاله و گل صدهزار رنگ ز خاکشد آشکار زمین در دل آنچه داشت نهان
۴
زمین به جوش طراوت که همچو گل بر شاخشکفته شد به سر تیر غنچهٔ پیکان
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth