خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۱۵ - پاره کردن سپهدار ابراهیم بند و زنجیر را و بازگشتن او به لشگرگاه خود
خیابان چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که تابینمش دوست یا دشمن استسروش است یا زشت اهریمن است
۲
چو بشنید این عامر از پیشگاهسوی بندخانه در آمد ز راه
۳
به زندان مر آن شیر بربسته بالهمی گفت: کای داور ذوالجلال
۴
تو برادر بندگران از تنممده دست برکوشش دشمنم
صفحهٔ ۱ از ۱۶