خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۱۸ - غنیمت گرفت ابراهیم اموال سپاه مصعب را
خیابان چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدند این چون از آن حق پرستسراسر به یغما گشودند دست
۲
همه خیمه و خرگه نابکاربه پشت هیونان نمودند بار
۳
ببستند دست اسیران به بندسوی کوفه رفتند دور از گزند
۴
چو بشنید مختار یل با سپاهبیامد پذیره به یک میل راه
صفحهٔ ۱ از ۹