خلوتی با الهامی کرمانشاهی
بخش ۲۵ - رزم یزید ابن انس با لشگر ابن زیاد
خیابان چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هم از مرگ عامر که بُد خالِ اوبه تیغ براهیم ناوردجو
۲
رخ از کین مختار چون سندروسهمی زد به هم دست و گفت ای فسوس
۳
وزآن پس به بر خواند آن پر فسادپی چاره جویی عبید زیاد
۴
بدو گفت: با لشگری بیشماراز ایدر سوی کوفه شو رهسپار
صفحهٔ ۱ از ۱۴