خلوتی با الهامی کرمانشاهی
شمارهٔ ۱۳ - در مدح میرزا حسن خان نایب الحکومه گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید قربان آمد ای دلبر شوم قربان توساغری می ده که جان سازم فدای جان تو
۲
نیست کاری جان فدا کردن به راه دوستانجان چه باشد آنچه دارم آن شود قربان تو
۳
من کدامم کیستم از خود چه دارم چیستم؟از تو دارم هرچه دارم جمله باشد آن تو
۴
در منای عشق بوسم دست و بازوی قضاگر نهد روزی به حلقم خنجر برّان تو
صفحهٔ ۱ از ۷