خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مال و جمال و بی غمی و صحت و شبابعشق و وصال و خرمی و عشرت و شراب
۲
شغلی بود به وجه و نشاطی بود به شرطعیشی بود به رسم و مرادی بود صواب
۳
(اینها همه خوشند ولی نزد عاقلانآن است عیبشان که عزیزند و تنگ یاب)
۴
تاریخ عهد عشق وصال است و کو وصالفهرست روز عمر شباب است و کو شباب
صفحهٔ ۱ از ۱۴