خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۳۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو سیمینی و سیمین سرو را یاقوت بارجزع من بی سیم و بی یاقوت تو یاقوت بار
۲
گرنه قوت از دیده یاقوت بار من گرفتپس چرا آورد سیمین سرو تو یاقوت بار
۳
سرو و یاقوتت چو قوت از دیده من یافتندچون مرا ندهی بدان سرو و بدان یاقوت بار
۴
منت از خوددار کز قد و لب تو گشته اندهم به قامت هم به قیمت سرو با یاقوت خوار
صفحهٔ ۱ از ۱۲