شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب صابر

شمارهٔ ۴

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
او شد جوان و آه جوانی من برفتیاقوت من زرفتن او کهربا شده است
۲
تا در هوای عالم پیری فتاده امشخصم ضعیف گشت و دلم در هوا شده است
۳
غم شد جوان چو روز جوانی من برفتشادیم پیر گشت و نشاطم هبا شده است
۴
آبی که روی من ز جوانی گرفته بوددر چشمم آمده ست و ز رویم جدا شده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth