خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صفا از عقده دلهاست آن زلف معقد رابحمدلله که ربطی هست با مطلق مقید را
۲
که دادی؟ روح را با جسم الفت گر نگردیدیمحمد کاروان سالار ارواح مجرد را
۳
به آن حسن و شمایل طرح عشق افکنده شد ورنهنمیدادند نقش هستی این لوح زبرجد را
۴
به مکتبخانه کن مصحف از بر داشت آن روزیکه عقل کل نمیکرد از الف با فرق ابجد را
صفحهٔ ۱ از ۳