شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تن شود خاک و، همان سودای ما ماند به جاسر رود گر چون حباب، اما هوا ماند به جا
۲
سوی آن خورشید تابانم ز بس گرم طلبسایه از من، چون رقم از خامه، واماند به جا
۳
سجده‌ای هر گام، خواهد خاک راهش دائمیکاش از ما سر به جای نقش پا ماند به جا
۴
ما سیه‌روزان، به رنگ خامه شب‌ها خون خوریمتا سخن بر صفحه هستی ز ما ماند به جا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth