خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مده بافسر شاهی کلاه ترک و فنا رابسر چو ابر بهاری شناس بال هما را
۲
درست نیست دورنگی میان ظاهر و باطنبگو شکسته نویسند، توبه نامه، ما را
۳
بکف ترا زر و سیم جهان ز بخل نپایدنگه نداشته کس با فشار رنگ حنا را
۴
کباب کرد مرا یاد نی سواری طفلیبه کف شکستگی پیریم چو داد عصا را
صفحهٔ ۱ از ۳