شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بلا نتیجه بود، عیشهای نوشین رانسب به خنده رسد، گریه های خونین را
۲
ز غفلت تو جهان گشته جای آسایشنموده خواب گران نرم سنگ بالین را
۳
تراست عیش گوارا، چو خاکسار شویکه آب سرد بود کوزه سفالین را
۴
نسب چه سود دهد، چون تو بی هنر باشی؟ز آب جو، چه برش تیغهای چوبین را؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth