خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پیری، از چه رو می افگنی کار جوانی راچه میدانی که سلخی هست، ماه زندگانی را
۲
کسی کز بار پیری حلقه شد قد چو شمشادشسراپا چشم گردیده است و، میجوید جوانی را
۳
دلیلی بهتر از افتادگی نبود ره حق راکه از بالای پستی، آب دارد این روانی را
۴
در آفت خانه دنیا، تلاش خاکساری کنزمین بودن سپر باشد، بلای آسمانی را
صفحهٔ ۱ از ۲