خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بالید از رخ تو دل پر ملال مااز آفتاب به در شد آخر هلال ما
۲
ما ریشه در زمین قناعت دوانده ایمچون شمع آب میخورد از خود نهال ما
۳
بر چهره شکسته ما، رنگ تهمت استمالیده خون بما اثر انفعال ما
۴
ما تخم در زمین دیاری فشانده ایمکابر بهار نیز نگرید بحال ما
صفحهٔ ۱ از ۲