شعر را زندگی کن
خلوتی با حمیدالدین بلخی

المقامة السابعة - فی التفضیل

مقامات حمیدی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حکایت کرد مرا دوستی که سمت اخوت داشت و صفت فتوت که وقتی از اوقات که اطراف عذار غدافی بود و کئوس جوانی صافی، در سواد سودای جوانی شیروی کردم و عزیمت سفری در خاطر بپروردم و از خراسان روی بکاشان آوردم، دلی پر طرف و سری پر طلب، بر عصای سیاحت متکی شدم و از عالم پر وقاحت مشتکی.
۲
فسرت فی طلب الارزاق و القسمسعیا علی الوجه لا مشیا علی القدم
۳
ظنا بانی اذا ما سرت مدلجاادرکت منیة قلب کان فی العدم
۴
چون در آن ریاض و حیاض و ازهار و انهار بیاسودم و ساعتی بغنودم شهری دیدم پر انجم و بدور و عرصه ای یافتم پرپری و حور
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth