خلوتی با حمیدالدین بلخی
المقامة الثالثة عشر - فی مناظرة السنی و الملحد
مقامات حمیدی
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حکایت کرد مرا دوستی که سینه ای مهرجوی داشت و زبانی راستگوی، که وقتی موسم حج اسلام و زیارت روضه رسول(ص) درآمد و آواز طبل حجاج از چهار سوی برآمد، عشق آن حضرت شریف و مهر آن عتبه منیف غریم وار دامنم بگرفت و سوز آن حدیث پیرامنم بگرفت.
۲
جان از طرف گسستم، دل بر تعب نهادمزین سفر چو مردان، بر اسب شب نهادم
۳
زهری که داد دهرم، طعم شکر گرفتمخاری که زد سپهرم نامش رطب نهادم
۴
گفتم نفرین بر غبطه این اقامت باد و خاک بر فرق این استقامت، پای بر سر خار و فرق مار نهادن خوشتر از قدم تکاسل در دامن تغافل کشیدن.
صفحهٔ ۱ از ۲۵