خلوتی با حافظ
مقدّمهٔ جمعآورندهٔ دیوان حافظ
حافظ
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حمد بیحدّ و ثنای بیعدّ و سپاس بیقیاس خداوندی را که جمع دیوان حافظان ارزاق به پروانهٔ سلطان ارادت و مشیّت اوست. بیمانندی که رفع بنیان سَبْع طِباق نشانهٔ عرفان حکمت بیعلّت اوست. حکیمی که طوطی شکرخای ناطقهٔ انسانی را در محاذات آیینهٔ تأمّلِ عَرایِسِ معانی، به ادای دلگشای «اِنَّ مِنَ البَیٰانِ لَسِحْراً» گویا کرد. علیمی که بلبل دستانسرای خوش نوای زبان را در قفس تنگِ دهان، به قوّت اذهان در ترنّم و تَنَغُّمِ «إِنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِکْمَةً» آورد.
۲
آن بندهپروری که زبان در دهان نهاددُرّ کلام در صدف هر زبان نهاد
۳
جان را ز لطفِ عَذْب، غذایی لطیف داددل را مُفَرَّحی ز سخن در بیان نهاد
۴
در بحرِ سینه، دُرّ معانی بپروریددَر کانِ طبع، لعلِ سخن، بیکران نهاد
صفحهٔ ۱ از ۱۰