شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تهی از صافی و دردی شده میخانه ماتا ترش تلخ شود پر شده پیمانه ما
۲
گرچه دیوانه به افسانه گراید سوی عقلعقل مجنون شود ار بشنود افسانه ما
۳
هر شبم خانه به کوئی است مگر روزی دوستبه غلط حلقه زند بر در کاشانه ما
۴
عقل و عشق است نه بازیچه کجا برتابدبه دو سلطان مخالف ده ویرانه ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth