شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۳

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شکر گفتی از خرگه خسرویکه پذرفت از او شور شیرین نوی
۲
جمی مهر و مه باده و جام اومهی مهربان مشتری نام او
۳
ولی تا به جائی هوسباره بودکه هر روز در کوئی آواره بود
۴
به خواهش جوانی و پیری نداشتزجفتی شدن هیچ سیری نداشت
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth