شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۲۹

مراثی و نوحه‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهنشاهی که بودی گوی گردون گوی چوگانشسر از چوگان کین گردید گوی آسا به میدانش
۲
سکندر حشمتی کآب خضر از خاک ره بردیبه ظلمات عطش در تیره گون شد آب حیوانش
۳
خلیلی کش فدا زیبد چو اسمعیل صد قرباندمید از مطلع خنجر هلال عید قربانش
۴
لب لعلی که در درج احمد لب بر آن سودیشد از الماس پیکان عقد لولو کان مرجانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth