خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برخاست از پهنه چمن شیپور کوس و دف و نیمانا به تخت جام شد از کاخ خم سلطان می
۲
آن چهر و آن... زلف این است اگر در دلبرییوسف ببرد از پدر مجنون بگرداند ز حی
۳
غیر از تو گر... خط پذرفت چهرت خرمیکشنید باغی در جهان کو را بهار آید ز دی
۴
من مرد رامش نیستم زی پهنه رزمم گرایعیش زنان درباز هان طیش یلان برساز هی
صفحهٔ ۱ از ۳