شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۶ - آفتاب برج فتوّت

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو گاه شام بدل شد عذار لاله حمرادر این حدیقه ارزق به چشم نرگس شهلا
۲
گشود دست قضا در زمانه طرّه غلماننمود شکل هلال از فلک چو ابروی حورا
۳
دوباره یوسف خور، اوفتاد در چه مغربزهجر، دیده یعقوب روزگار شد اعمی
۴
بساط خاک شد از تیرگی چو طالع مجنونبسیط چرخ شد از روشنان چو طلعت لیلی
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth