خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۹ - مظهر اوصاف حقّ
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیری است که جان در قفس جسم اسیر استدور از وطن افتاده در این ملک حقیر است
۲
تا دست که گیرد دل افتاده ما راکامروز در این منزل ویرانه فقیر است
۳
دادیم دل از دست و دریغا که ندیدیممیری که همی نام ویم نقش ضمیر است
۴
دارای جهان داور دین احمد مرسلآن کو ملک ملک خداوند قدیر است
صفحهٔ ۱ از ۷