شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۳۲ - داور فرخ رُخ

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صباح عید بازآمد به فیروزی و فال و فرّفرح خیز و طرب بیز و الم ریز و روان پرور
۲
بود کز در، درآیی مرمرا ای لعبت سیمینخرامان و غزلخوان و خوی افشان و طرب آور
۳
ز مستوری و مهجوری و رنج دوریت ما را،به کف باد و به سر خاک و به چشم آب و به دل آذر
۴
ندیده چشم گردون، هیچگه همچون تو طنازیشرر خوی و شبه موی و جنان کوی و سمن پیکر
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth