شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۳۶ - ندای سروش

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز گاه خواب شب دوش تا به وقت سحرسروش غیبم داد این ندا به گوش اندر
۲
که ای ز فتنه دوران نشسته در اندوهکه ای ز بازی ایام گشته غم پرور
۳
ز خفتگان به غفلت تویی در این گیتی،هوس مکان و طمع بالش و هوا بستر
۴
ندیده بازی ادوار چرخ شعبده بازنخوانده درسی از اوراق دهر بازیگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth