خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۳۸ - هلالِ عید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی هلال عید بر آمد ز کوهسارهی هی به مژدگانی آن جام می بیار
۲
افسردگان محنت دیرینه را بشویز آن راح روح بخش ز مرآت دل غبار
۳
زآن می که قطره ای به گلو هرکه را رسدتا بامداد حشر بود نشئه از خمار
۴
بفشان بکام جامی از آن می بیاد دوستکاسایشی بیابم از اندوه روزگار
صفحهٔ ۱ از ۶