خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شدم شیفته زلف تو آرامم نیستهمچو آغاز غمت شادی انجامم نیست
۲
دلم آن گونه به دام تو هوس کرد که هیچ،حلقه ای خوبتر از حلقه اندامم نیست
۳
من که در آتش سودای غمت پخته شدم،هیچ در بوسه آن لب طمع خامم نیست
۴
هوس خلوت خاصت، به چه امید و چه حدّمن که ره در گذر بارگه عامم نیست
صفحهٔ ۱ از ۳