شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۲ - فی الحقیقة و اثبات النفس الناطقه و یتخلص به البنی علیه الصلوة و السلام

مدایح و مناقب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چون در جنبش آمد قلزم سودای منموج خون بر اوج زد چشم محیط آسای من
۲
بلبل آوائی که دستان ساز بزم انجمستدر سماع آمد ببانگ نغمه و آوای من
۳
بسکه با لب گشت جان سوزناکم همنفسمی زند دم دایماً از جان لب گویای من
۴
من چنین در آتش و جیحون و عمّان شبنمیاز محیط چشم دریا بار خون پالای من
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth