خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاستکار اسلام ز بالای بلندت بالاست
۲
شکل گیسوی و دهان تو بصورت حامیمحرف منشور جلال تو بمعنی طاهاست
۳
شب که داغ خط هندوی تو دارد چو بلالدلش از طرّه عنبر شکنت پر سوداست
۴
زمزم از خجلت الفاظ تو غرق عرقستمروه از پرتو انوار تو در عین صفاست
صفحهٔ ۱ از ۳