خلوتی با سراج قمری
شمارهٔ ۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به باغ مردمی خاری نمانده ستکرم را روزبازاری نمانده ست
۲
جهان خالی شد از مؤمن به یکباروزایمان، غیر گفتاری نمانده ست
۳
طبیعت شد به یکباره جفاکارفلک را، با وفا، کاری نمانده ست
۴
دلا با تنگنای سینه می سازکه الا سینه، دلداری نمانده ست
صفحهٔ ۱ از ۲