شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا رامکن تعجیل صیاد اینقدر خون ریزی ما را
۲
درین سودا چه سود اندرز من کز فرط حیرانینیابم فرق پای از سر که دانم زشت و زیبا را
۳
به کفر و دین مفرما دعوت از عشقم که می ندهمبه صد تسبیح و زنار آن سر زلف چلیپا را
۴
به نامیزد بتی شیرین که یکدم با دو نوشین لبشفا بخشد ز صد عالم مرض چندین مسیحا را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth