خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو ترش ار کنی همی محتملم عتاب راور همه تلخ تر دهی منتظرم جواب را
۲
با لب نوش پرورت نیست کبابم آرزوهست تفاوت این قدر مست تو و شراب را
۳
ز آن گل رخ به غنچگان پاک کنی عرق مکنبوی فزون کند همی تابش خور گلاب را
۴
سیل سرشک چشم من بسته شود به آستینگر همی از گریستن منع توان سحاب را
صفحهٔ ۱ از ۳