خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنده ی خاک درم عالم ربانی راقبله ی اهل نظر کامل کرمانی را
۲
به تماشاگه ی جان پی نبری با همه نورتا ز تن برندری پرده ی ظلمانی را
۳
شیخ اسلام برافراخت چو خود رایت کفرمنتظر از چه زیم فتنه ی سفیانی را
۴
با چنین نادره اسلام خوش آن شرک قدیمنسبتی نیست به هم ناصب و نصرانی را
صفحهٔ ۱ از ۲