خلوتی با صفایی جندقی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گدای کوی تو کی خواست پادشایی راکه پادشایی خود یافت این گدایی را
۲
تو با رقیب و فلک از من انتقام کشیدهزار مایه زیان بود بینوایی را
۳
ز خضر صد رهم ایام عمر افزون استاگر زعمر شمارم شب جدایی را
۴
نشد به بخت من، آموخت اخترم گوییز سخت رویی او رسم سست رایی را
صفحهٔ ۱ از ۳