خلوتی با صفایی جندقی
ترجیعبند
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زدست تو شرع رفته به پاوی طریقت ز فتنه تو به وا
۲
تا تو رو کرده ای به ملک وجودهمه کس کرده آرزوی فنا
۳
رخ گشودی تو تا به بزم شهودمرد و زن را بود امید جفا
۴
ای جمال تو جبن و جهل و جنونوی کمال تو کبر و کین و دغا
صفحهٔ ۱ از ۷۲