خلوتی با نظام قاری
بخش ۱۱ - در گریختن ایلچی از بند صوف
مخیّلنامه (در جنگ صوف و کمخا)
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهنگام خفتن یکی پیش بندگریزاند ایلچی یلمه زبند
۲
گرفتند پیراهنی در طریقکه باید بدادن بدست رفیق
۳
بگفتا مرا خود نماندست جانزدست شکنج ولت گازران
۴
من از یلمه بودم همیشه بتنگگذشتی همی روز نامم بننگ
صفحهٔ ۱ از ۱