شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزا حبیب خراسانی

شمارهٔ ۸

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نرگس مست تو را باز خماری دگر استمی‌نماید که در اندیشهٔ کاری دگر است
۲
آهوی چشم تو امروز شکار دگری استنه چو هر روز به دنبال شکاری دگر است
۳
گه شوی زرد ز اندیشه گهی سرخ ز شرمباغ دلجوی تو را سیب و اناری دگر است
۴
در گلستان تو نارج و ترنج آمده باردر بهشت رخت امروز بهاری دگر است
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth