خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سلطان چرخ دوش چوشد سوی خاوراروی سپهر شد ز ثریا مجدرا
۲
چشمم زهجر ان بت بی مهر ماه چهراختر گهی شمرد وگهی ریخت اخترا
۳
گاهی ز گریه بودم چون ابر نوبهارگاهی ز ناله گشتم مانندتندرا
۴
از خون دیده گشت کنارم چولاله سرخکردم چو یاد از آن خط سبز چو سعترا
صفحهٔ ۱ از ۴۰