شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴ - دراحوال خود گوید

ترکیبات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوزد این طالعی که من دارمنفرت از عمر خویشتن دارم
۲
کاش تا روز حشر شب می بودروز اگر این بود که من دارم
۳
فلک از بسکه کین به من داردعجبا از این که پیرهن دارم
۴
خودندانم که پیرهن در بریا به تن مرده سان کفن دارم
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth