خلوتی با بلند اقبال
بخش ۳۸ - درمکافات
بخش دوم - داستان گل و بلبل
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی خواست کز گل بگیرد گلابگل افکنددر دیگ وبر رویش آب
۲
به زیرش همی آتش تیزکردبه گرمی چوآتش شد آن آب سرد
۳
چو آن آب در دیگ آمد به جوشصدائی از آن دیگم آمد به گوش
۴
که می گفت آن آب با گل سخنکه ای نازنین چهر نازک بدن
صفحهٔ ۱ از ۳