خلوتی با بلند اقبال
بخش ۱۶ - در پیری وبینوائی
بخش چهارم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به پیری تو را نیست گر سیم و زربه جز مردنت چاره نبود دگر
۲
بود مردن از ذلت فقر بهچو باشد چنین دل به مردن بنه
۳
خصوصا کهرنجور باشد تنتشود قسمت این هر سه بر دشمنت
۴
ز تونفرت آرند فرزندوزنبود مردنت بهتر از زیستن
صفحهٔ ۱ از ۳