شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۳ - قطعه

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه به ملک سخنوری شهم اماغیر طلبکارها سپاه ندارم
۲
کفش ندارم کلاه چون شودم نوکفش چو نو گرددم کلاه ندارم
۳
مال بود مار وجاه چاه از آنرومال نخواهم هوای جاه ندارم
۴
سینه ام از بس ز درد وغصه بود تنگآه که در سینه جای آه ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth