شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دل و بر دیده گفتم: هر کجا خواهی بیاگفت: آخر روشن است این، هر کجا جای من است
۲
گفتمش: برخاستی شوری عجب در ما زدی!در قیامت، گفت: این هم شور از پای من است
۳
کس نمی داند به جز دلداده ی آن زلف و خالآن چه از داغ تو در سر سویدای من است
۴
گرچه هستم پر خطا دارم امید مغفرتصد هزاران جرم بخشد آن که مولای من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth