شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی مهابادی

شمارهٔ ۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشیده طره سر از اختیار عارض قامتگناهکار، سیه رو بود به روز قیامت
۲
شهید چشم توام بوسه ای نکرده ز لعلتخراب مست شدم جرعه ای نخورده از جامت
۳
مرو به حلقه ی عشاق و شور و فتنه میفکنچنین مکن که قیامت به پا شود از قیامت
۴
هزار بار دل مردمان ز داغ تو خون شدبریخت خون دل خود ندیده دیده به کامت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth