شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه راسوخت عشق خانه سوز اول متاع خانه را
۲
خواه آتش گوی و خواهی قرب، معنی واحد استقرب شمع است آنکه خاکستر کند پروانه را
۳
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشقکاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را
۴
گرد ننشیند به طرف دامن آزادگانگر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth