شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی شوشتری

شمارهٔ ۱۱ - در مدح شاه خیبرگیر حضرت امیر (ع)

مدایح و مراثی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازم آمد عشق یار، آهسته برزد حلقه بردرتا، به رویش در گشودم بر گرفتم تنگ در بر
۲
با وجود آشنایی خویش را بیگانه کردمگفتمش گم کرده ای ره ای به هر راهی تو رهبر
۳
گفت ره را، گم نکردستم تو خود کردی فرامشعهد پیشین را و کردی خویش را حیران و مضطر
۴
عذرها، آوردمش عذری نشد از من پذیراعجزها و لابه کردم می نکرد او هیچ باور
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth