شعر را زندگی کن
خلوتی با وفایی شوشتری

شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع دوم

مدایح و مراثی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عبّاس اگر که دست به شمشیر بر زندیکباره شعله بر همه ی خشک و تر زند
۲
از تیغ آبدارش گر، یک شراره ییگردد عیان به خرمن هستی شرر زند
۳
از قتل خود خبر نشود تا به روز حشربر فرق هر که تیغ بلا، بی خبر زند
۴
از بسکه هست چابک و چالاک و تند و تیزشمشیر نارسیده به مغفر به سر زند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth