خلوتی با وفایی شوشتری
بند پنجم
چند مرثیهٔ دیگر
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر زخمهای پیکرت ار، اشک مرهم استپس گریه تا به حشر برآن زخمها کم است
۲
زان ناوکی که بر دلت آمد زشست کینخون دل از دو دیده روانم دمادم است
۳
زان تیغ کین به فرق تو تا حشر خاک غمبر فرق ماهمین نه که بر فرق عالم است
۴
از پیچ و تاب تشنگی ات بر لب فراتچشم جهانیان همه چون دجله و یم است
صفحهٔ ۱ از ۵